معنی درگاهی
13 بازدید
[ دَ ] (ص نسبی) منسوب به درگاه. || درباریان و مردمان و سپاهیان که در خدمت دربارند: پس به مشاورت آلتونتاش... تغتمش جامه دار نامزد شد به سالاری این شغل با چهار هزار سوار درگاهی و سه هزار پیاده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۳). بیرون سرای پرده بسیار مردم درگاهی ایستاده بودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۵۱). || (اِ مرکب) در اصطلاح عامهٔ مردم، عتبه. آستانه. درگاه.
کلمات همقافیه با «درگاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر