معنی درگاهنشین
6 بازدید
[ دَ نِ ] (نف مرکب) درگاه نشیننده. نشینندهٔ درگاه. روزبان. (صحاح الفرس). ملازم در خانه. ملازم آستان. آنکه ملازم درگاه باشد: خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند وز زبان تو تمنای دعائی دارد.حافظ.
کلمات همقافیه با «درگاهنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر