معنی درویه
7 بازدید
[ دَ یَ / یِ ] (اِ) دروه و رقعه که بر جامه دوزند. (ناظم الاطباء) (از لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۴۲۸). دربه. دربی. درپه. درپی : ز عالم هرکه دل ناکامه دارد درویه رقعه اش در جامه دارد. میرنظمی (از لسان العجم). و رجوع به دربه و درپه و درپی شود.
کلمات همقافیه با «درویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر