معنی درویشوار
7 بازدید
[ دَرْ ] (ص مرکب) چون درویش. بسان درویشان. همانند درویشان. درویش گونه : یکی نصیحت درویش وار خواهم کرد که این موافق شاه زمانه می آید.سعدی. پادشاهان را ثنا گویند و مدح من دعائی می کنم درویش وار.سعدی.
کلمات همقافیه با «درویشوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر