معنی درویشان

معنی درویشان

7 بازدید
[ دَرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان دورود بخش مرکزی شهرستان ساری. واقع در ۱۴هزارگزی جنوب خاوری نکا، با ۳۵۰ تن سکنه آب آن از رودخانهٔ نکا و راه آن فرعی و از طریق زرندین به نکا است. آبادی کوچک سه کیله در ۵هزارگزی جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ دَرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایلی تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. واقع در ۴۵ هزار و پانصد گزی جنوب خاوری مهاباد و ۲۳هزارگزی خاور راه شوسهٔ مهاباد به سردشت، با ۳۷۹ تن سکنه آب آن از سیمین رود و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ دَرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان وفس عاشقلو بخش رزن شهرستان همدان. واقع در ۱۱۲هزارگزی جنوب خاوری قصبهٔ رزن و ۱۵هزارگزی جنوب خاوری کمیجان، با ۶۱۲ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. بنای امامزاده قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دَرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۴هزارگزی جنوب خاوری صحنه و یک هزار و پانصدگزی راه شوسهٔ کرمانشاه همدان، با ۱۸۰ تن سکنه. آب آن از سراب بید سرخ و چشمه است و از راه آن اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دَرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش حومهٔ شهرستان سنندج واقع در ۲۷هزارگزی جنوب باختری سنندج و ۳هزارگزی جنوب بزرآب، با ۱۴۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دَرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان باغ ملک. کنار راه اتومبیل رو هفتگل به ایذه. آب آن از رودخانهٔ زرد و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دَرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان پشتکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد. واقع در ۳۵هزارگزی شمال باختری اردل و ۶هزارگزی راه دوپلان به ناغان، با ۲۳۱ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است و زیارتگاه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «درویشان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید