معنی درون‌پرور

معنی درون‌پرور

6 بازدید
[ دَ پَ رْ وَ ] (نف مرکب) درون پرورنده. پرورندهٔ باطن. پرورش دهندهٔ ضمیر. || کنایه از انبیاء (ع) و اصحاب قلوب و ارباب مجاهده رضوان اللََّه علیهم اجمعین. (از شرفنامهٔ منیری). کنایه از صاحبدل و صاحب مجاهده باشد. (برهان). صاحبدل و مجاهد به معنی مربی کل. (انجمن آرا). صاحب مجاهده و اهل دل. (آنندراج). اهل معنی و اهل دل. جوانمرد و بزرگوار و صاحبدل و مجاهد. (ناظم الاطباء): برق روانی که درون پرورند آنچه ببینند ازو بگذرند.نظامی. پرورش آموز درون پروران روز برآرندهٔ روزی خوران.نظامی. || کسی که دل مردمان بدست آورد. (برهان) (ناظم الاطباء). کسی که صاحب محامد باشد و دل مردم را بدست آورد. (لغت محلی شوشتر -نسخهٔ خطی). || کنایه از حق تعالی. (آنندراج). خدا. (ناظم الاطباء). صفتی است خدای را به معنی مربی باطن : ای درون پرور برون آرای وی خردبخش بی خردبخشای.سنائی. در آن دایره کاین سخن رانده ام درون پرور خویش را خوانده ام.نظامی. با تو برون از تو درون پروری است گوش ترا نیک نصیحتگری است.نظامی. || کنایه از شکم پرور است که به عربی عبدالبطن گویند. (لغت محلی شوشتر -نسخهٔ خطی).

کلمات هم‌قافیه با «درون‌پرور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید