معنی درونآشوب
5 بازدید
[ دَ ] (نف مرکب) برهم زنندهٔ جمعیت خاطر. آنچه مایهٔ نگرانی و افسردگی و اضطراب خاطر شود: بلائی زین درون آشوب تر نیست که رنج خاطر است ار هست ور نیست. سعدی. || آنچه مزاج را از اعتدال بگرداند و معده را منقلب سازد و تهوع آرد.
کلمات همقافیه با «درونآشوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر