معنی دروغگوئی
6 بازدید
[ دُ ] (حامص مرکب) دروغگویی. حالت و کیفیت دروغگو. عمل دروغگو. کذب. مکالمهٔ دروغ. تکلم به دروغ. (ناظم الاطباء). کذبه. (دهار). کذابی. نملة. (منتهی الارب ): مجنون که در آن دروغگوئی دید آینه ای بدان دوروئی.نظامی. و رجوع به دروغگو و دروغگوی شود.
کلمات همقافیه با «دروغگوئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر