معنی دروازبان
8 بازدید
[ دَرْ ] (ص مرکب) دروازه بان. بواب و دربان و کسی که حافظ و پاسبان و نگهبان دروازهٔ شهر و قلعه و جز آن می باشد. || کسی که محافظ و پاسبان راه عبور از کوه و دره و جز آن بود. (ناظم الاطباء). رجوع به دروازه بان شود.
کلمات همقافیه با «دروازبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر