معنی درهم و برهم
7 بازدید
[ دَ هَ مُ بَ هَ ] (ص مرکب، از اتباع) درهم برهم. شوریده. آشفته. قاطی پاطی. شلوغ پلوغ. (یادداشت مرحوم دهخدا). - خوابهای درهم و برهم؛ اضغاث احلام. خوابهای پریشان. (یادداشت مرحوم دهخدا). || پیچیده. بغرنج.
کلمات همقافیه با «درهم و برهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر