معنی درم ریختن
7 بازدید
[ دِ رَمْ تَ ] (مص مرکب) ریختن درم. افشاندن درم. || نور افشاندن. نور پاشیدن. - درم ریختن ماه؛ نور افشانی کردن ماه : ماه در آب چون درم ریزد هر کجا ماهیی است بگریزد.نظامی.
کلمات همقافیه با «درم ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر