معنی درمان شدن
7 بازدید
[ دَ شُ دَ ] (مص مرکب) معالجه شدن. علاج شدن. مداوا شدن : چشم بادم همه بیماری و باز همه درمان شوم ان شاءاللََّه.خاقانی. || چاره شدن.
کلمات همقافیه با «درمان شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر