معنی درمانسوز
6 بازدید
[ دَ ] (نف مرکب) درمان سوزنده. سوزندهٔ درمان. درمان ناپذیر: عاشق آشفته فرمان چون برد درد درمان سوز درمان چون برد.عطار.
کلمات همقافیه با «درمانسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر