معنی درماندهی
6 بازدید
[ دَ دِ ] (حامص مرکب) درمان دادن. چاره سازی. دلسوزی نسبت به دیگران از راه درمان کردن دردها و دشواریهای آنان. مداوا. معالجه : دردستانی کن و درماندهی تات رسانند به فرماندهی.نظامی.
کلمات همقافیه با «درماندهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر