معنی درفشاندن
5 بازدید
[ دُ فَ فِ دَ ] (مص مرکب) درافشاندن. افشاندن در. پراکندن در: دیده درمی فشاند در دامن گوئیا آستین مرجان داشت. سعدی.
کلمات همقافیه با «درفشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر