معنی درغانی
7 بازدید
[ دَ ] (ص نسبی) منسوب به درغان که شهری بوده است به حوالی سمرقند در ساحل جیحون : یکی از جای برجستم چنان شیر بیابانی زئیری برزدم چون شیر بر روباه درغانی. ابوالعباس. که با خرسنگ برناید سروزن گاو درغانی . (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «درغانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر