معنی درغان
6 بازدید
[ دَ ] (اِخ) شهری است در حوالی سمرقند. (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا). شهری است از این سوی سمرقند. (لغت فرس اسدی). شهری است بر ساحل جیحون و آن ابتدای مرز خوارزم است از ناحیهٔ بالای جیحون و پایین آمل و در سر راه مرو و فاصلهٔ آن با جیحون در حدود دو میل است که همه اش مزارع و بساتین می باشد و یاقوت گوید من آنرا به سال ۶۱۶ هـ . ق. دیده ام. (از معجم البلدان ): کنون بدست یکی بندهٔ خداوند است همه ولایت او از بحیره تا درغان .عنصری.
کلمات همقافیه با «درغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر