معنی درعی
6 بازدید
[ دَ ] (اِخ) احمدبن محمدبن محمد، مکنی به ابوالعباس و مشهور به ابن ناصر (۱۰۶۹ -۱۱۲۹ هـ . ق.). از فاضلان کشور مغرب (مراکش). او راست: الرحلة الناصریة والاجوبة. (از الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۲۹).[ دَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن احمد، مکنی به ابوعبداللََّه و مشهور به ابن ناصر. از فضلای مالکی در کشور مغرب (مراکش) بود که به سال ۱۰۸۵ هـ . ق. درگذشت. او را برخی کتابها و اشعار و فتاوی است. (از الاعلام زرکلی ج ۷ ص ۲۹۳).
کلمات همقافیه با «درعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر