معنی درد رسانیدن
6 بازدید
[ دَ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) تعذیب کردن. رنج دادن. اذیت کردن. (ناظم الاطباء). ایلام. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «درد رسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر