معنی دردپرست
6 بازدید
[ دُ پَ رَ ] (نف مرکب) دردپرستنده. پرستندهٔ درد. میخواره ای که درد را بر صافی ترجیح دهد: هم میکده را خدایگانیم هم دردپرست را ندیمیم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «دردپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر