معنی دردنشاننده
7 بازدید
[ دَ نِ نَ نْ دَ / دِ ] (نف مرکب) نشانندهٔ درد. مسکن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): اگر در مثانه دردی بود داروهای دردنشاننده با آن بیامیزند چون تخم کتان و لعاب آن و جوز و جلغوزه و فندق... (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «دردنشاننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر