معنی دردمندنواز
7 بازدید
[ دَ مَ نَ ] (نف مرکب) دردمندنوازنده. نوازندهٔ دردمند. شفابخش. تسلی بخش رنجوران و صاحبان درد: ببخش بار خدایا به فضل و رحمت خویش که دردمندنوازی و جرم بخشایی.سعدی.
کلمات همقافیه با «دردمندنواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر