معنی دردسر گرفتن
6 بازدید
[ دَ دِ سَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) به صداع مبتلی شدن. (ناظم الاطباء): صندل به خامه مال ز خوناب دل کلیم کز حرف اشتیاق منش دردسر گرفت. کلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دردسر گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر