معنی درخورند
6 بازدید
[ دَ خوَ / خُ رَ ] (ص مرکب) سزاوار. شایسته. خورند: خدایی او راست درخورند. (جهانگشای جوینی). رجوع به خورند شود.
کلمات همقافیه با «درخورند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر