معنی درخواهیدن
7 بازدید
[ دَ خوا / خا دَ ] (مص مرکب) التماس و درخواست کردن. تقاضا کردن. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی): گفت: ای بندهٔ نافرمان هرچه گفتم نکردی، یک کار از تو درمیخواهم. گفت: چه خواهی؟ گفت: ترا بخواهم آراست. (یوسف و زلیخا چ ۲ ص ۳۳). نوح چون شمشیر درخواهید از او موج طوفان گشت ازو شمشیر جو. مولوی.
کلمات همقافیه با «درخواهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر