معنی درخشاندن
8 بازدید
[ دُ / دَ / دِ رَ دَ ] (مص) درخشانیدن. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به درخشانیدن شود.
کلمات همقافیه با «درخشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر