معنی درختکوب
7 بازدید
[ دِ رَ ] (نف مرکب) درخت کوبنده. کوبندهٔ درخت. || (اِ مرکب) درخت سنبه. دارکوب. دارسنب. (یادداشت مرحوم دهخدا از ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «درختکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر