معنی درختناک
7 بازدید
[ دِ رَ ] (ص مرکب) منسوب به درخت. جای پردرخت. (ناظم الاطباء). جای پر از درخت. درختستان. دَغِل. شَجِر. شَجراء. شَجیرة. شَعراء. صُراح. عِراق. عُقدة. غَبَرَة. غُتِل. مُعظَئِل. مُعظِل: شاجنة؛ وادی درختناک. ضَرِب؛ جای پست هموار درختناک. هدملة؛ ریگ تودهٔ درختناک. (منتهی الارب ).
کلمات همقافیه با «درختناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر