معنی دربندان دادن
7 بازدید
[ دَ بَ دَ ] (مص مرکب) محاصره دادن. محاصره کردن. حصار دادن : ملک الموت داده دربندان حصن عمر ترا و تو خندان.سنائی. بر این منوال ایشان را دربندان می دادند و در محاصره بدان درجه مبالغه می نمودند. (ترجمهٔ تاریخ اعثم کوفی ص ۳۲). اگر اهل حصار بیرون آیند جنگ کند والا دربندان می داده باشد. (ترجمهٔ تاریخ اعثم کوفی ص ۷۵). رجوع به دربندان شود.
کلمات همقافیه با «دربندان دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر