معنی درباختن

معنی درباختن

6 بازدید
[ دَ تَ ] (مص مرکب) دربازیدن. باختن. بازی کردن. (ناظم الاطباء). قمار: چرخ کجه باز تا نهان ساخت کجه با نیک و بد دائره درباخت کجه. (منسوب به رودکی). جمالت چون جوانی جان نوازد کسی جان با جوانی درنبازد.نظامی. ز روی لطف با کس درنسازد که آنکس خان و مان را درنبازد.نظامی. ساحران چون قدر او نشناختند دست و پا در جرم آن درباختند.مولوی. قَمر؛ درباختن و غالب آمدن کسی را در باختن. (از منتهی الارب ). || از دست دادن. باختن: عقل، هوش و توان خود را درباختن. (یادداشت مرحوم دهخدا). فدا کردن : من که جان و عمر و دل در باختم در عشق او من که جاه و مال و دین در عشق او کردم نثار. سنایی. جان در ششدر عشق تو چون مهره دربازم. (سندبادنامه ص ۱۳۹). شمع بود آن مسجد و پروانه او خویشتن درباخت آن پروانه خو.مولوی. ساحران چون قدر او نشناختند دست و پا در جرم آن درباختند.مولوی. نعمتی را کز پی مرضات حق درباختی حق تعالی از نعیم آخرت تاوان دهاد.سعدی. کشتی در آب را از دو برون نیست حال یا همه سودی حکیم یا همه درباختن. سعدی. سرای سیم و زر درباز و عقل و دین و دل سعدی حریف اینست اگر داری سر سودای درویشان. سعدی. من این روز را قدر نشناختم بدانستم اکنون که درباختم.سعدی. و تیغ در رگ گردنش نشست و جان درباخت. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۸۳). تسبیل؛ درباختن چیزی را در راه خدا. (از منتهی الارب ). || خرید و فروخت کردن. بیع و شرا نمودن. || بخشیدن. عطا کردن. || وام دادن. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح تصوف) محو کردن اعمال ماضی از نظر خود. (از فرهنگ مصطلحات عرفا).

کلمات هم‌قافیه با «درباختن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید