معنی درایة
7 بازدید
[ دِ یَ ] (ع مص) دانستن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان القرآن جرجانی). دانستن چیزی را، یا دانستن به نوعی از حیله. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دری. دریة. دریان. || درایت. درایه. علم به چیزی، و گویند علم به چیزی با تکلف و حیله. (از اقرب الموارد). دانش. || (اصطلاح فلسفی) معرفتی که حاصل می شود به نوعی از حیلت که تقدیم مقدمات و استعمال رویت باشد. (فرهنگ علوم عقلی از اسفار ج ۱ ص ۳۲۵). || (اصطلاح شرعی) علم درایه یا علم درایةالحدیث، اصول علم فقه است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). علم فقه و اصول فقه. (اقرب الموارد). علم اصول حدیث است. (از تعریفات جرجانی). علمی است که از معنی مفهوم از الفاظ حدیث و از مراد و مقصود آنها بحث می کند، و آن بر قواعد عربی و ضوابط شریعت استوار است و موضوع آن احادیث رسول اکرم (ص) است از جهت دلالت آنها بر معنی مفهوم یا مراد، و غایت آن تحلی به آداب نبوی و تخلی از اموری است که آنها را ناپسند داشته و نهی نموده است، و مبادی آن کلیهٔ علوم عربی است و معرفت قصص و اخبار متعلق به رسول اکرم(ص) و معرفت اصلین و فقه و غیره است. (از یادداشت مرحوم دهخدا). علمی است که در آن بحث می شود از متن حدیث و سند آن و طرق آن از صحیح و سقیم و علیل، و آنچه مورد لزوم است؛ تا مقبول از مردود آن شناخته شود، و یا علمی است که در آن بحث می شود از سند حدیث و متن آن و کیفیت تحمل آن و آداب نقل آن. (از یادداشت مرحوم دهخدا). موضوع درایه راوی (روایت کننده) و مروی (حدیث روایت شده) است، و غایت آن معرفت به احادیث مردوده برای اجتناب از آنها است. - کتب درایه؛ کتابهایی که در آن اقسام احادیث و اخبار و اصطلاحات محدثین را گرد کنند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «درایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر