معنی دراوردی

معنی دراوردی

6 بازدید
[ دَ وَ دی ی ] (ص نسبی) منسوب به دارابجرد بر خلاف قیاس. و قاعدةً منسوب بدان باید درابی یا جردی شود، و گویند که چون تلفظ دارابجردی ثقیل است آنرا به دراوردی تبدیل کرده اند. (از المعرب جوالیقی و اللباب فی تهذیب الانساب).
[ دَ وَ ] (اِخ) عبدالعزیزبن محمدبن عبید جهنی مدنی، مکنی به ابومحمد. محدث قرن دوم هجری است. رجوع به عبدالعزیز در همین لغت نامه و نیز به الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۴ ص ۱۵۰ و تذکرة الحفاظ ج ۱ ص ۲۴۸ و تهذیب ج ۶ ص ۳۵۳ و اللباب ج ۱ ص ۴۱۴ و معجم البلدان ج ۴ ص ۴۷ شود.
[ دَ وَ ] (اِخ) محمدبن بحیی بن ابی عمر عدنی دراوردی، مکنی به ابوعبداللََّه و مشهور به ابن عمر. عالم به حدیث و قاضی عدن بود و در مکه مجاور گشت. وی از فضیل بن عیاض و طبقهٔ او روایت حدیث کرد؛ و مسلم بن حجاج و ترمذی از او حدیث آموخته اند. دراوردی هفتاد و هفت بار با پای پیاده به حج رفت و عمری طولانی داشت و بسال ۲۴۳ ق. در گذشت. او راست: المسند؛ در حدیث. (از اعلام زرکلی ج ۸ ص ۳). از تذکرة الحفاظ ج ۲ ص ۷۶، المستطرفة ص ۵۰ و تهذیب التهذیب ج ۹ ص ۵۱۸.

کلمات هم‌قافیه با «دراوردی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید