معنی دراسة
7 بازدید
[ دِ سَ ] (ع مص) دراست. سبق گفتن. || درس کتاب کردن. (از منتهی الارب). خواندن کتاب را و به حفظ آن مبادرت کردن. (از اقرب الموارد). || علم خواندن. (المصادر زوزنی). علم آموختن. (دهار). خواندن علم. (ترجمان القرآن جرجانی): {/B أَنْ تَقُولُوا إِنَّمََا أُنْزِلَ اَلْکِتََابُ عَلی ََ طََائِفَتَیْنِ مِنْ قَبْلِنََا وَ إِنْ کُنََّا عَنْ دِرََاسَتِهِمْ لَغََافِلِینَ . ۱-۱۵۶:۱۵۶/}(قرآن ۶/۱۵۶)؛ تا نگویید که کتاب فقط بر دو طایفه پیش از ما فرستاده شد و هرچند از خواندن و مطالعهٔ آنان غافل بودیم. || کهنه و مندرس کردن جامه را. (از اقرب الموارد). درس. و رجوع به درس شود. || آرمیدن با جاریه. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دراسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر