معنی درازگیسو
5 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) آن که گیسو طویل دارد. (یادداشت مرحوم دهخدا). || اسبی که دارای یالهای دراز باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «درازگیسو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سو» برای سرودن شعر