معنی درازپای کردن
7 بازدید
[ دِ کَ دَ ] (مص مرکب) ستان خوابانیدن. طاق باز خوابانیدن. به پشت خواباندن: السلق؛ درازپای کردن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «درازپای کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر