معنی درازو
6 بازدید
[ دَ ] (اِ) ترازو: آنگاه هول درازو تا کفهٔ حسنات گرانتر آید یا کفهٔ سیئات. (کیمیای سعادت).[ دِ ] (اِخ) مزرعه ای است از دهستان خاروطوران بخش بیارجمند شهرستان شاهرود. سکنهٔ دائم ندارد، فقط در زمستان از ایلات سنگسری و کرد قوچانی جهت تعلیف احشام خود به این مزرعه می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «درازو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر