معنی درازدندان
6 بازدید
[ دِ دَ ] (ص مرکب) آنکه دندان دراز دارد. آنکه دندان درازتر از معتاد دارد. (یادداشت مرحوم دهخدا). أروق. (منتهی الارب): تشویک؛ درازدندان شدن شتر. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «درازدندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر