معنی درازدامان
8 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) درازدامن. که دامانی دراز دارد: مُذالَة؛ زره درازدامان. و رجوع به درازدامن شود.
کلمات همقافیه با «درازدامان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر