معنی درازبینی
6 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) که بینی دراز دارد. أخطم، أشم و سلعام؛ درازبینی فراخ حلق کلان شکم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «درازبینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر