معنی درازانگشت
7 بازدید
[ دِ اَ گُ ] (ص مرکب) درازانگشتان. آنکه انگشتان دراز دارد. دارندهٔ انگشتان طویل: [ مردم سودان ] سطبرلب و درازانگشتان و بزرگ صورت باشند. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «درازانگشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر