معنی دراره
7 بازدید
[ دَ رَ / رِ ] (ص) دیوث و قلتبان. (برهان). کشخان و غلتبان. (جهانگیری): به هیچ نامه و رقعه سلام ما ننوشت زهی دراره زن روسبی لوطی کار. کمال اسماعیل.
کلمات همقافیه با «دراره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر