معنی درارة
6 بازدید
[ دَرْ را رَ ] (ع اِ) دوک. (منتهی الارب). دوک پشم. (مهذب الاسماء). دوکی که بدان پشم ریسند. (برهان).[ ] (اِخ) ابن محمد العری. صاحب مجمل التواریخ و القصص وی را از دشمنان آل برمک و در عداد فضل ابن ربیع دانسته است، اما مرحوم بهار در تحقیق صحت ضبط نام این مرد می نویسد: کذا؟ و نامی شبیه به این نام در تواریخ دیده نشد. (مجمل التواریخ و القصص ص ۳۴۵ و حاشیهٔ آن).
کلمات همقافیه با «درارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر