معنی دخیس
9 بازدید
[ دَ ] (ع ص) گوشت فربه آکنده. (منتهی الارب). گوشت بهم رفته. گوشت بی استخوان. (مهذب الاسماء). || (اِ) پیوند دست و پای ستور. (منتهی الارب). شکال گاه. (مهذب الاسماء). || استخوانکی است میان سم ستور. || گوشت اندرون کف دست. || عدد بسیار از هر چیز. || بسیار از توده های ریگ و از متاع خانه. || گیاه بهم پیچیده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دخیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر