معنی دخول کردن
9 بازدید
[ دُ کَ دَ ] (مص مرکب) درآمدن. || مباضعت کردن. آمیختن با زن.
کلمات همقافیه با «دخول کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر