معنی دخدخة
5 بازدید
[ دَ دَ خَ ] (ع مص) مانند شدن. || خوار گردانیدن. || بازداشتن. || نزدیک گذاشتن گام در رفتار. || سرعت نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رام کردن.
کلمات همقافیه با «دخدخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر