معنی دخدخ
8 بازدید
[ دُ دُ ] (ع ص) دخادخ. (منتهی الارب). کوتاه بالا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ دُ دُ ] (ع اِ صوت) کلمه ای است که بدان مردم را خاموش گردانند و آنرا از کسی بازدارند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دخدوخ. (منتهی الارب).[ دَ دَ ] (ق مرکب) گروه گروه. فوج فوج. (ناظم الاطباء).[ دَ دَ ] (ع اِ) این کلمه در قصیده ای به قافیهٔ «خ» در بیت ذیل از سوزنی آمده است و آنرا ممکن است وخدخ نیز خواند و اگر در مصراع دوم کلمهٔ «بار» باشد شاید دخدخ به معنی شکافته و ترکیده و شکاف برداشته باشد و چون صورت تکریر است بمعنی شکافته شکافته و ترکیده ترکیده باشد و کلمهٔ «باد» مصراع دوم همان «بار» باشد نه «باد» و دخدخ خمیده و خم دو تا معنی می دهد: تو شاد بادی و آزادبهر از چم دهر عدوت باد ز باد عنا و غم دخدخ.سوزنی. هلاک. هالک. صورت دیگر آن در فارسی است دهدک. (یادداشت مؤلف). رجوع به دهدک شود.
کلمات همقافیه با «دخدخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دخ» برای سرودن شعر