معنی دخترعمو
6 بازدید
[ دُ تَ رِ عَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) دختر عم. رجوع به دختر عم شود.
کلمات همقافیه با «دخترعمو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مو» برای سرودن شعر