معنی دحمة
8 بازدید
[ دَ مَ ] (اِخ) دختر خدیع مادر یزیدبن مهلب است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دحمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر