معنی دبوسیه
7 بازدید
[ دَ سی یَ ] (اِخ) دهی است به صغد سمرقند. (منتهی الارب). قریه ای است از اعمال سغد میان سمرقند بخارا. شهرکیست کوچک از اعمال صغد در ماوراءالنهر. (معجم البلدان) دبوسه. از مضافات سمرقند و به پنج فرسنگی ربنجن است : شحنهٔ بخارا به دبوسیهٔ سغد رفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و هر کجا ممانعتی میکردند چون سر پل دبوسیه لشکر به محاصرهٔ آن می ماند. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۹۲). جوانان و کهول را که اهلیت آن داشتند به حشر سمرقند و دبوسیه نامزد کردند. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۸۳).[ دَ سی یَ ] (اِخ) قریه ای است به سوریه.
کلمات همقافیه با «دبوسیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر