معنی دبوسه
4 بازدید
[ دَ سَ / سِ ] (اِ) خانهٔ زیر کشتی یا پس کشتی یا انبار کشتی. خانهٔ پس کشتی. (ناظم الاطباء) (لغت محلی شوشتر). دبوس. (ناظم الاطباء). خانهٔ کشتی. (برهان). نام منزلی از جهاز کشتی در زیر عرشه که زن ناخدا و حرم اهل جهاز در آن نشینند. (آنندراج): نگاری از سراپا باب بوسه نگاری کش دهان باشد دبوسه.اشرف. یارب برهان ز شر این عمانم وز کشتی و ناخدا و ملاحانم نوعی ز دبوسه خاطرم رنجیده گر حور دهد دو بوسه من نستانم. محمد صالح بیگ ولد میرزامؤمن تبریزی.[ دَ سَ ] (اِخ) شهر کوچکی است میان بخارا و سمرقند و دبوسی نسبت بدانجاست و عده ای از علما بدین شهر منسوبند. رجوع به دبوس و دبوسی و دبوسیه شود.
کلمات همقافیه با «دبوسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر